توضیحات
اگمونت، لامورال (1522-1568) (Egmont, Lamoral) شخصیتی تاریخی و از قهرمانان ملی آلمان و هلند است، او برای رهایی کشور و مردمش از سلطه اسپانیا به پا خاست و سرانجام نیز جان خویش را بر سر آرمانش از دست داد. گوته شاعر نامدار آلمانی در سال 1809 نمایشنامهای با نام «اگمونت» بر اساس مبارزات او نوشت. نمایشنامه گوته اگرچه تراژیک است اما سرشار از سخنان و پیامهای آزادیخواهانه است. گوته در بخشی از نمایشنامه، از قول اگمونت ابراز میدارد:
«توقعی بیجاست که نظام پادشاهی به خردمندی و تعقل گراید، بهتر آنست که ملت به یک گروه [برگزیده] اعتماد کند تا به یک تن، البته کاش فقط یک تن بود! افرادی معدود از وابستگان، که نهایت خردمندیشان آن است که به صورت ارباب خود چشم بدوزند، تا شاید از حرکات چشم و ابرو و اشاراتش، امیال او را دریابند! و به کار بندند! چنین ملتی بیدار و فرهمند نخواهد شد مگر با گذشت روزگار و تجارب تلخ.»
گوته در تلاش بودبرای موسیقی نمایشنامهاش از یک موسیقیدان با آرمانهای آزدایخواهانه بهره گیرد، در این زمان بتهوون مشغول خلق آثاری بود که با عظمت و شدت بیشتر احساسات آزادیخواهان را بیان میکرد. او سمفونی اروئیکا(قهرمان) خود را که ابتدا به ناپلئون تقدیم کرده بود، با شجاعت از او پس گرفته و تغییر نام داده بود، آزادگی و وارستگی در رفتار بتهوون مشهود بود.
گوته و بتهوون اگر چه در یک روزگار زندگی میکردند اما یکدیگر را ندیده بودند، گوته تنها نامی از بتهوون شنیده بود و از موسیقیاش شناختی نداشت. با این همه موسیقی نمایشنامهاش «اگمونت» را به بتهوون سپرد، گوته در سال 1809 بخشهایی از موسیقی را که بتهون برای نمایشنامه او تصنیف کرده بود با پیانو، شنید و مورد تأیید قرارداد، بتهوون در سال 1810، تمام اثر را آماده کرد. مجموعهای از 10 قطعه موسیقی که امروزه با نام «اگمونت» یا «اپوس 84» شناخته میشود. متن این 10 قطعه در 1811 منتشر شد و شامل 1 قطعه پیش درآمد، 4 قطعه میان پرده، 2 قطعه برای آواز، 1 قطعه برای راوی و 2 قطعه برای ارکستر بود.
گوته کوشش کرد تا بتهوون را از نزدیک ببیند، در سال 1812 بتهوون بنا به دعوت گوته به بوهم رفت. در آنجا آنها یکدیگر را دیدند و این دیدار برای هیچکدام رضایتبخش نبود! اگر چه بتهوون نبوغ گوته را با شور و شوق تحسین کرد، اما رفتار آزاد منشانه بتهوون، گوته را آزرده خاطر کرد. با این همه موسیقی که بتهوون برای او ساخته بود جاودانه شد.
موسیقی بتهوون از یک سو عواطف و احساسات درونی کنت اگمونت را نسبت به همسرش بیان میکرد و از سویی دیگر حس مسئولیت او را در قبال مردمش و آزادی و عدالتخواهی نشان میداد. بتهوون در موسیقی اگمونت، روح رمانتیک را با مایههای قهرمانانه در یک فرم کلاسیک ترکیب کرد، با وجود پایان تراژیک نمایشنامه که با مرگ کنت اگمونت به پایان میرسد، صدای پیروزی قهرمان داستان، از قطعه پایانی که «سمفونی پیروزی» نام دارد به گوش میرسد.
بتهون میدانست و میتوانست نسبت به هرکس، هر قدر که بخواهد بزرگتر باشد و هرچه بخواهد بگوید! اما او خوبی را برتری میدانست. او در نامهای برای یکی از دوستانش نوشته بود “من برای برتری هیچ نشانی به جز خوبی نمیشناسم”





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.